فرش دستباف در ادبیات معاصر

0
نون والقلم جلال آل احمد: انگار همهٔ ناراحتی‌ها و خیالات می‌شد به اندازهٔ یک گرهٔ قالی و دوخته می‌شد لای ریسمان‌ها. اگر این قالی‌بافی نبود من سربند مرگ مادرم دق می‌کردم.
فرش دستباف در آینه ادبیات معاصر

به گزارش روابط عمومی مرکز ملی فرش ایران، قالی یکی از ارکان هنر و فرهنگ ما ایرانیان است و تاریخ فرش به نوعی بخشی از تاریخ اجتماعی و اقتصادی ایران است.

موضوع فرش دستباف و کارگاه های قالی بافی در منابع مکتوب مختلف اعم از شعر، داستان، سفرنامه، تواریخ عمومی، محلی و نامه های رسمی و غیر رسمی قابل بررسی ست.

جلال آل احمد در کتاب  نون والقلم می نویسد: انگار همهٔ ناراحتی‌ها و خیالات می‌شد به اندازهٔ یک گرهٔ قالی و دوخته می‌شد لای ریسمان‌ها. اگر این قالی‌بافی نبود من سربند مرگ مادرم دق می‌کردم.

سیمین دانشور هم در کتاب سووشون می نویسد: عصر مهمانها روی تخت دوازده پارچه، روی حوض نشسته بودند. روی تخت قالی فرش بود و روی قالی حرمیهای خنک راهراه و مخدههای گل و بتهدار به سرتاسر دیوارهای مشبک و نسبتاً بلند تخت تکیه داده شده بود. (سووشون: 164)

در شعرقیصر امین پور :

 بوی بهشت می شنوم از صدای تو

نازک تر از گل است گلِ گونه های تو

ای در طنین نبض تو آهنگ قلب من

ای بوی هر چه گل نفس آشنای تو

ای صورت تو آیه و آیینه ی خدا

حقا که هیچ نقص ندارد خدای تو

صد کهکشان ستاره و هفت آسمان حریر

آورده ام که فرش کنم زیر پای تو …

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.