فرش سلطان آباد، ساروق و جیریا،اعتباری در صنعت فرش و استان مرکزی را می توان به واسطه این صنعت، یکی از قطب های مهم فرش کشور محسوب کرد

0
حضور صنعت فرش و فرش بافی در تاریخچه ۲۰۰ ساله اراک، حضوری پر رنگ دارد و از همان ابتدای ساخت این شهر می توان رد پای آن را در تاریخش جستجو کرد. حضور «کمپانی زیگلر» و صادرات فرش در قلعه حاج وکیل کنونی، گواهی بر این مدعاست.
فرش سلطان آباد، ساروق و جیریا، اسم و رسمی برای خود در میان صنعت فرش کشور دارد و استان مرکزی را می توان به واسطه این صنعت، یکی از قطب های مهم فرش کشور محسوب کرد.

 به گزارش روابط عمومی مرکز ملی فرش ایران بافت فرش در اراک، مشاغل وابسته به آن را هم به مرور ایجاد می کند؛ شغل هایی نظیر رنگرزی، خامه فروشی و رفو و پرداخت فرش، رفوگرهای قدیمی اراک که روزگاری کارشان برو بیایی داشته حالا یکی از مشاغل قدیمی و البته در آستانه خاموشی به شمار می روند؛ هرچند رفوگرانی از نسل جدید تا حدودی حرفه آنها را ادامه می دهند.

 حاج علی قادری، پیرمردی است که عمرش را پای رفوگری گذاشته اما شغلش تنها رفوگری نیست و مجموعه ای پنج گانه از کارهای مربوط به فرش را انجام می دهد.

 برای گفتگو با این پیرمرد ۷۴ ساله که تاریخ شفاهی این شغل قدیمی را در سینه دارد، راهی بازار می شوم. پیرمرد همچنان به رسم قدیم، صبح زود راهی بازار می شود و حجره اش را آب و جارو می کند. پله ها را با سرعت بالا و پایین می رود، شانه و اره بر فرش می کشد، فرش دیگری را بافت می زند و یا ریشه های یک فرش دیگر را ترمیم می کند.

 حجره اش در«سرای آقایی» قرار دارد؛ سرایی با حیاطی دل باز، ستون های قدیمی چندین و چند ساله و حجره هایی که دور تا دور حیاط و ایوان طبقه بالای آن قرار گرفته،، روزگاری یکی از سراهای پر هیاهو و شلوغ بازار اراک بوده که تاجران فرش و شغل های وابسته به آن در آن رفت و آمد داشتند. نقطه آغاز کار و فرهنگ اوستا- شاگردی حاج علی قادری در ایوان بالایی این سرا بیش از نیم قرن است که مشغول به کار است.

به گفته خودش ۱۲ ساله بوده که به واسطه یکی از اقوام به نام «ناصر شبیری» که از رفوگران قدیمی این شهر بوده، وارد بازار کار می شود.

 به رسم قدیم چند سالی را در خدمت اوستا کار (استاد) شاگردی می کند تا راه و رسم کار را بیاموزد. «حاج اسماعیل دانش دوست» معروف به حاج اسماعیل رفوگر، اولین اوستاکار او بوده و در سرای تقوایی اراک نزد او راه و رسم کار را می آموزدپس از چند سال شاگردی در خدمت اوستا می تواند مستقل شود و برای خود دکانی بزند. پس در همین ایوان بالایی سرای آقایی، حجره اش را بنا می دارد.

 در این حین از رفوگران قدیمی می گوید، جز اوستای خودش از «محمد آقا شریعت» نام می برد. از رفوگران قدیمی که در قید حیات هستند می پرسم و می گوید که جز خودش «حاج صفر خندان» و «باقر رفوگر» تنها بازماندگان نسل قدیم رفوگران هستند.

 هنرهای پنج گانه حاج علی قادری

حاج علی از ابتدای جوانی، خود را محدود به حوزه رفوگری نکرده و در پنج شاخه مرتبط به هم، حرفه آموزی کرده و توانسته در این مسیر جزء معدود افراد و یا به گفته خودش تنها فردی باشد که تمامی این شاخه ها را انجام می دهد.

 رفوگری، پرداخت فرش، اصلاح دو رنگی های فرش، بافت فرش، ایلمه کشی (تنه کشی) و اصلاح کج بافتی های فرش پنج شاخه کاری او هستند. می گوید بقیه همکارانش تنها رفوگری انجام می دادند و برای سایر کارهای اصلاحی یک فرش می بایست به متخصص آن شاخه مراجعه می شده است؛ اما حاج علی قادری تمامی این مجموعه کارها را به تنهایی انجام می داده است. به گفته خودش هیچ گاه بیکار نبوده و حتی اگر فرشی برای پرداخت و رفو نباشد، می تواند به بافت فرش مشغول باشد.

 فوت و فن رفوگری درباره رفوگری می پرسم؛ آن را به مانند یک هنر ظریف توصیف می کند و با دیدن کارهایش متوجه می شوم که واقعا هنرمندی می کند. فرشی که بافت قدیم بوده را با خامه امروزی رفو می کند و نقش می زند. نقشی همانند نقش اولیه آن، بی آنکه متوجه بافت جدیدش شوی. می گوید قسمت آسیب دیده فرش را با خامه ای که رنگش را تغییر می دهند و به اصطلاح آن را کهنه کرده اند، می بافد. برای کهنه کردن خامه از دوغ و دوایی که داخل آن می ریزد استفاده می کند. اصول و ابزار پرداخت فرش مرحله پرداخت را می خواهم توضیح دهد. برای این مرحله اسباب کار را روی میز می ریزد و دستگاهی را نشانم می دهد که به گفته خود اولین کسی بوده که آن را در کارش وارد کرده است.

 به گفته حاج علی قادری، پرداخت فرش برای فرش هایی که تازه از دار پایین آمده اند، استفاده می شود. در این میان روش سنتی و ابزار آن هنوز هم رواج دارد و در کنار آن از دستگاه پرداخت هم استفاده می شود. ایلمه کشی یا تنه کشی قالی برای آشنایی با این بخش کارش به قسمت دیگری از حجره می رویم، روی زمین می نشیند و ریشه های پوسیده یک قالی قرمز رنگ را که سن و سالی از آن گذشته، نشانم می دهد. می گوید قالی هر چه قدیمی تر و پا خورده تر باشد، ارج و قرب بیشتری داشته و برای صادرات نیز ارزش دارد. این فرش ها را حاج علی و همکارانش رفو می کردند و رنگ و جلایش را به مانند قبل باز می گرداندند. ایلمه کشی را پرداخت ریشه های فرسوده و از بین رفته قالی توصیف می کند. در کنار این از سوزن کشی نام می برد، عملی که برای از بین بردن پوسیدگی های سطحی فرش به کار می رود اصلاح دو رنگی های فرش می گوید برخی از فرش های تازه بافت، گوشه هایشان و یا در متن قالی دو رنگی دارند و یا نیاز به گل اندازی. چرا که حین بافت، یا یک نقش و گل از بافت جا مانده و یا تغییر رنگ وجود دارد. در این مرحله هنر حاج علی قادری است که به داد فرش تازه بافت می رسد و آن را بی عیب و ایراد می کند.

 از سختی های کارش که می پرسم می گوید عاشق کارش است. معتقد است هر کاری سختی های خود را دارد و اصولا نان درآوردن و رزق حلال سخت است و باید برای آن زحمت کشید.

 ادامه مسیر پدری حاج علی قادری می گوید از کودکی به فرزندانش راه و رسم حرفه اش را آموزش داده است، اما هم اکنون دست تنهاست و فرزندانش تمایلی به ادامه راه پدر ندارند. روزگاری شاگردان بسیاری داشته و حالا مفتخر است که شاگردانش در امریکا و آلمان مشغول به کار هستند، آرزویی که او نتوانست به آن برسد. می گوید هنگامی که اوستاکار شده بود، چند آلمانی برای حفظ هنرش به او پیشنهاد کار می دهند تا در آلمان حرفه اش را پی گیرد که با مخالفت خانواده اش روبرو می شود.

 پس حاج علی هم چنان در سرای آقایی کارش را ادامه می دهد. حال بیش از نیم قرن است که در بازار فرش اراک فعالیت داشته و اسم و رسمی به دست آورده است؛ با این حال کسی را ندارد تا مسیرش را ادامه دهد و چراغ حجره اش را بعد از خودش روشن نگه دارد.

 پس از پایان گفتگو در حالی که آفتاب، حیاط سرای آقایی را گرفته و به اصطلاح بازاری ها، صلات ظهر شده، قدم در خنکای بازار می گذارم و به آینده امثال حاج علی قادری ها فکر می کنم. افرادی که تاریخ شفاهی قدیم اراک را در سینه دارند، روزگاری برو بیایی داشتند و حالا در گوشه ای از این بازار در فراموشی به سر می برند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.