فرهنگ فرش دستباف ایرانی

0

فرش دستباف ایرانی به‏ گواه هنرشناسان، شرق‏ شناسان و ایران‏شناسان یکی از برجسته‏ ترین آثار و دستاوردهای تمدن ایرانی است و جلوه‏ گاهی بی‏ بدیل از ذوق، ادراک زیباشناختی، مهارت و توانمندی انسان ایرانی در طول تاریخ.

آنچه که بیش از تایید و ارزش‏گذاری هنرشناسان و متخصصان بر ارزش‏های بنیادین فرش مهر تایید می‏ زند، تداوم تاریخی و جایگاه انکارناپذیر آن در زندگی انسان ایرانی و در گستره وسیع‏تر، جامعه بشری است.

گستره‏ای که با شکل‏ گیری تجارت و راه و رسم داد‏و‏ستد، از مرزهای ایران فراتر رفته و در سراسر جهان پراکنده شده است.
از این منظر می‏ توان فرش را تنها محصول تولیدی دانست که دانش، تجربه و نام تجاری آن به نام ایران است.

فرش دستباف به‏ مرور زمان مجموعه ‏ای از سنت، مهارت، منزلت و احترام را پیرامون خود ایجادکرده است که می‏ توان از آن به‏ عنوان فرهنگ فرش نام برد، به‏ گونه‏ ای که فرش دستباف در این فرهنگ جایگاهی بسیار فراتر و والاتر از یک زیرانداز دارد.

نظام فکری ایرانیان در هستی‏ شناسی و زیبایی‏ شناسی که مبتنی بر یکتاپرستی است، فرش را نیز همچون سایر هنرهای دست‏ ساخته ایرانیان، به زمینه و فرصتی برای تجلی و جلوه‏ گری باورهای آن تبدیل کرده است. بدین سان است که محصولی که به ‏لحاظ کارآیی شاید یکی از پیش ‏پا افتاده ‏ترین اسباب و لوازم زندگی محسوب می ‏شود، به یکی از ارزشمندترین و متعالی‏ ترین محصولات ساخته انسان تبدیل شده است.

حرمت فرش در میان ایرانیان چنان ریشه دوانده است که در جای‏جای این سرزمین، بافت فرش با سنت‏ها و آداب و رسوم متنوع و نمادین بسیاری درآمیخته است. مجموعه این آداب و رسوم به ‏رغم تنوع و گوناگونی‏ شان نشان از حضور پویا و حیات جاری فرش در میان ایرانیان دارد.

فرهنگ فرش در واقع طیف وسیعی از کارکردها و ظرفیت‏ های فرش را از یک سو و حرفه‏ ها، صنایع کوچک و روندها و تجارب تولید را از سوی دیگر در بر می‏ گیرد.

اجزای درونی و تشکیل‏ دهنده این فرهنگ را می ‏توان بدین‏ شرح برشمرد:

الف- فنون و مهارت‏ها: بخشی از این فرهنگ به انباشتی از مهارت‏ها، فنون و تجارب گرانبها اختصاص یافته است که از طریق تلاش و مداومت در حرفه‏ های طراحی، رنگرزی، بافت، چله ‏کشی، رفو، پشم ‏ریسی و حرفه‏ های متاخر نظیر پژوهش در فرش، آموزش، نظریه ‏سازی و مدیریت، پدیدار شده است.
مهارت‏ها و تجارب ایرانیان در زمینه فرش که سرمنشا آن در نبوغ و سازندگی خودانگیخته است، به ثروت بزرگی از توانمندی‏های متنوع و پرشمار تبدیل شده است.

ب- حرفه‏ ها و مشاغل: طیف متنوعی از شغل‏ ها و حرفه ‏ها که به‏صورت زنجیر وار به یکدیگر متصل شده‏اند، زنجیره ابداع و خلق محصول فرش را می‏ سازند.
ویژگی این زنجیره، نظام شبکه ‏ای آن در سرتاسر ایران است و از این طریق شبکه عظیمی از مشاغل و حرفه‏ های به هم پیوسته که بخش قابل توجهی از میزان اشتغال در کشور را تشکیل می‏دهند، پدیدآمده است.

پ- نقوش و جنبه‏ های زیباشناختی: شاید بتوان بارزترین و اثربخش ‏ترین عنصر موثر بر ارزش و کیفیت فرش دستباف را، طراحی و نقوش آن دانست. پهنه فرش دستباف جلوه‏ گاهی بی‏بدیل از تجسم‏‏ یافتگی زیباشناسی ایرانی است که با ترسیم و تکوین نقش‏ها و نقشه‏ های زیبا و دلپذیر و پیوند با ادراک زیباشناختی اقلیمی و قومی ایرانیان در آمیخته و گنجینه ارزشمندی از نقوش را ساخته است.

چنین برگ و گلی که در فرش ایرانی می‏ روید، ریشه در خاطره ازلی انسان ایرانی دارد. از این منظر، فرش را به تصویری از بهشت تشبیه می‏ کنند و معانی و مفاهیم مندرج در نقوش فرش، آن را به تصویر ادراک و باور انسان از بهشت مبدل ساخته است.

ت- اقتصاد و معاش: آمارها و ارقام گواه آن است که حدود ۱۰درصد از جمعیت کشور از طریق فرش امرار معاش می‏ کنند. تداوم هنرصنعت فرش و درآمدزایی آن طی قرن ‏های متمادی نشان از ظرفیت و اهمیت آن و سازگاری‏ اش با اقتصاد ایرانی دارد.

از سوی دیگر در اقتصاد معاصر، فرش ایرانی به‏ عبارتی تنها برند جهانی است که از آن ایرانیان است. ارزش افزوده فرش در قیاس با صنایع دیگر در جایگاهی بی ‏نظیر قراردارد و توجیه اقتصادی تولید آن با ساده ‏ترین محاسبات مورد اثبات است. فرش دستباف برحسب موقعیت و شهرت جهانی خود می‏ تواند در اقتصاد عمومی کشور نقش قابل‏ توجهی داشته باشد و مدیریت اصولی و کارآمد این هنر صنعت می‏ تواند آن را به یکی از بازوهای مهم اقتصاد کلان کشور تبدیل کند. تجارت و بازرگانی فرش و گردش مالی قابل توجه این هنرصنعت در عرصه داخلی و خارجی موید ظرفیت چشمگیر اقتصادی آن است.

ث- کاربری و تنوع کاربردها: محصول فرش علاوه بر استفاده به‏ عنوان زیرانداز، در زندگی سنتی ایرانیان کاربردها و استفاده ‏های متعددی داشته است که برخی از آن‏ها به ‏رغم تغییر الگوهای زندگی، تا به امروز نیز حفظ شده ‏اند.
این امر باعث توسعه و حضور محصول فرش در جنبه‏ ها و عرصه‏‏ های مختلف زندگی جامعه مصرف‏ کنندگان آن شده است.

ج- آموزش و انتقال تجارب: با ورود موضوع آموزش فرش به نظام آموزش دانشگاهی کشور، قلمرو جدیدی بر روی این هنرصنعت گشوده شد که صرف نظر از کیفیت و آثار این حضور، در صورت مدیریت اصولی می‏ تواند ضمن حفظ حریم علمی فرش، امکان ثبت تجربه‏ ها و تدوین دستاوردها را فراهم کند. آموزش علوم و فنون فرش که پیش از این و تا به امروز نیز به روش سنتی انجام می‏شد، به کمک نظام آموزش عالی می‏تواند ضمن جذب جوانان خلاق و علاقمند، افق‏ های جدیدی را به روی فرش ایرانی باز کند.

چ- پژوهش و فناوری: پژوهشگران و مبتکران و دستگاه ‏های مسوول در زمینه پژوهش و فناوری، بخش دیگری از جامعه فرش کشور را تشکیل می‏دهند. نقش فناوری و تولید علم در توسعه جوامع انکارناپذیر است و امروزه مراکز پژوهش و فناوری قلب تپنده هر جامعه تلقی می‏ شوند. پژوهشگران و مبتکران عرصه فرش و صنایع پیوسته می‏ توانند گره‏ های این هنر صنعت را به سرانگشت تدبیر باز کنند.

ح- سنت‏ها و آداب و رسوم: عمیق‏ ترین رکن فرهنگ فرش، فرهنگ عامه ‏ای است که در دل خرده فرهنگ‏ های مختلف پیرامون آن شکل گرفته است. طراحی و بافت فرش با رسوم پراکنده در اقلیم‏ گوناگون کشور عجین شده است و آن را به تار و پود فرهنگ ایرانی گره زده است.

خ- نقش فرهنگی و اعتبار جهانی: فراتر از ابعاد ملی، فرش دستباف ایران را باید به عنوان یکی از زیباترین و ارزشمندترین دستاوردهای بشر در قلمرو هنر و صنعت تلقی کرد و خوشبختانه چنین نگرشی از سوی علاقمندان آن در سطح جهان به فرش ایران وجود دارد. فرهنگ فرش در ساحت خارجی آن آمیخته به افتخار و شکوه است و استقبال جهانی از آن توانسته است تاثیر مطلوبی بر حیات و تداوم این هنر صنعت بگذارد.

بدین ترتیب است که همه فعالان عرصه فرش و اعضای جامعه بزرگ فرش کشور که عناصر زنده، فعال و سرنوشت‏ ساز فرهنگ فرش را تشکیل می‏ دهند، باید به این محصول ملی نگرشی توام با تکریم و احترام و در عین حال مسوولانه، جامع ‏نگر و آینده ‏نگر داشته باشند تا این میراث عظیم تمدنی نیاکان ما که بی‏ تردید جزو عالی‏ ترین و متعالی‏ ترین آثار بشر است، حفظ شده و از طریق بازآفرینی ارزش‏ها و احیای آبشخورهای فرهنگی، به آینده هدیه شود.

دکتر بهنام زنگی
مدیر مسئول فصلنامه پژوهش هنر

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.